خرید بک لینک

درباره سایت

پنج

امکانات وب

-یه لحظه صبر کن، این قبض ها رم پرداخت کنیم بعد بریم.سرم را تکان دادم. البته او که نمی دید. پشت ترک موتور بودیم. باد توی صورتم می زد. گره شالم را کمی شل تر کردم تا باد توی گردنم بپیچد و موهایم را به بازی بگیرد.موتور ایستاد. دختر و پسری پشت یک جسم بزرگ که فکر می کردم برق میدان را تامین می کند نشسته بوادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کسری طباطبایی تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 0:26

همون چادرت رو پوشیده بودی. تو پذیرایی خونمون جلوت ایستاده بودم. چشمام پر از اشک بود. باور نمی کردم که دوباره می بینمت. گفتم:-می دونی چقدر امروز حسرت بغل هاتو دارم؟؟لبخند زدی. پر از حسرت بودم. پر از غصه. دستامو دورت حلقه کردم و سرمو گذاشتم رو شونه ت...مهمون داشتیم. یخچالو که باز کردم پر از دسر و غذایادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کسری طباطبایی تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 0:26

نشسته بودم روی جدول های جلوی آزمایشگاه. از دور چهره اش را نمی دیدم اما می توانستم با اطمینان بگویم کیست. هیکل باریک و کشیده اش گویای همه چیز بود.
سرم را پایین انداختم و وانمود کردم ندیدمش. میخواستم درس بخوانم. امتحانم کمتر از ده دقیقه دیگر شروع می شد.
-سلام
صورتم را بالا آوردم. مرا دیده بود. اگر صدایش را نمی شناختم نمی توانستم بفهمم کیست.
-آرایشت...؟
انگشتان بلند و کشیده اش را به جیب لباسش گیر داد:
-یه ماهه آرایش نمی کنم.
-چرا؟
-دیگه نمی خوام دیده بشم. می خوام پنهون بشم بین آدما....

برچسب: نویسنده: کسری طباطبایی تاريخ: پنجشنبه 8 تير 1396 ساعت: 0:26

در نزد، آمد داخل، یک راست رفت روی تخت نشست و خیره شد به من. نگاهش نکردم.یعنی یادم نیست دقیقا چکار می کردم. احتمال زیاد زل زده بودم به صفحه آبی رنگ مانیتور و به سرعت جواب پیام ها را می دادم.-اوم... الهه! میدونی گل مورد علاقه من چیه؟!انگشتانم روی کیبورد ساکت شدند. روی صندلی به طرفش چرخیدم.-گل مورد علاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کسری طباطبایی تاريخ: پنجشنبه 25 خرداد 1396 ساعت: 17:27

من یک نویسنده ام.
یک دخترک نویسنده...
دخترکی که می نویسند و می نویسند و باز هم می نویسند.
از آنچه در قلبش می گذرد می نویسند.
می نویسد تا همگان بدانند.
او نیز می تواند یک نویسنده باشد.
یک نویسنده ی کوچک
با قلبی کوچک......

برچسب: نویسنده: کسری طباطبایی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 10:31

نمی دونم کجام، شاید بدونم؟ نمیدونم.هوا تاریکه، یه نور محوی از بالای سرم میخوره تو چشمم، صورتم رو بالا میگیرم.ماهه، بالای سرم یه گردی بزرگ تاریکیه که وسطش ماه می درخشه.اون بالا، بیرونه،انگار که ته یه چاه بزرگ خشک ایستاده باشم.صدای باد لای چاه تاریکم می پیچه. دستامو روی صورتم می ذارم. صورتم صافه، هیچ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کسری طباطبایی تاريخ: دوشنبه 15 خرداد 1396 ساعت: 10:31

مرگ، چیزی نیست که بخواهد به همین راحتی بیاید و به همین راحتی برود.یعنی لامذهب یک چیزیست که گاهی ازش فراری هستیگاهی به استقبالش می روی،امروز که نهچهارشنبه بود.کاملا ناگهانی، کاملا مسخره، کاملا عجیب،برای رد شدن از میدان بزرگ رسالت تهراناز روی پل هوایی اش رفتم.خیلی کم پیش می آمد پل هوایی را امتحان کنم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: کسری طباطبایی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 16:15

همیشه فکر میکنم مرتب کردن اتاق وقت تلف کردن محض است.
اما همیشه هم عاشق دخترهایی بودم که اتاق مرتبشان دخترانگی خاصی داشت.
قشنگ بود،
خانه را مرتب میکنم.
به اتاقم که می رسم آن حس راحتی مرا در خود می بلعد
و من خودم را وسط شلوغی اتاقم رها میکنم.
اتاقم که شلوغ باشد
دورم شلوغ است
احساس تنهایی دیگر وجود ندارد...

برچسب: نویسنده: کسری طباطبایی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 16:15

من یک نویسنده ام.
یک دخترک نویسنده...
دخترکی که می نویسند و می نویسند و باز هم می نویسند.
از آنچه در قلبش می گذرد می نویسند.
می نویسد تا همگان بدانند.
او نیز می تواند یک نویسنده باشد.
یک نویسنده ی کوچک
با قلبی کوچک......

برچسب: نویسنده: کسری طباطبایی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 16:15

-ببین رفیق، باس بعضی وقتا فکر نکرد، یعنی اگه کله صبح فکر کله پاچه افتادی عب نداره، اما وختی یاد آخرین دفعه ای که باش کله پاچه زدی میفتی، اصن آتیشت می زنه لاکردار. واس همینه که میگمت بعضی وقتا نباس فکر کرد.

برچسب: نویسنده: کسری طباطبایی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 16:15

گاهی وقتا وسط خیابون، زیر آفتاب داغ، تو اوج فکر، یکهو یه جمله یادت میاد.
که همه چیز یادت میره،
خیابون
آفتاب
فکرات...
سبک بال، از ته دل می خندی و قهقهه ت می پیچه بین بوق ماشین ها.

+من نفهمیدم، ینی چی؟ ینی دوزت داره؟
-آره ننه، الان داره الهه ناز گوش میده و خیره شده به آسمون:))

برچسب: نویسنده: کسری طباطبایی تاريخ: دوشنبه 8 خرداد 1396 ساعت: 16:15

صفحه بندی